مرتضى مطهرى
60
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مسألهاى به نام اصالت وجود و اصالت ماهيت مطرح است ( و قهرا در فلسفهء افلاطون هم مطرح نيست ) و نه در فلسفههاى امثال بو على و فارابى . اصلا هيچ اسمى از اين مسأله در آنجا نيست . اين مسأله در دنياى اسلام يك سير تاريخى داشته است كه ما در مقدمهء جلد سوم اصول فلسفه سير تاريخى اين مسأله را ذكر كردهايم . اين مسأله اول بار در زمان مير داماد و ملّا صدرا به اين صورت مطرح شد كه آيا اصالت با ماهيت است يا با وجود ؟ منتها مير داماد با اينكه مشّائى بود طرفدار اصالت ماهيت شد و بعد هم ملا صدرا كه شاگرد او بود ابتدا نظريهء استاد را پذيرفت و بعد به شدت با آن مخالفت كرد و طرفدار اصالت وجود شد به طورى كه تقريبا مىشود گفت كه افكار اختصاصى ملا صدرا در همهء فلسفه بر محور اصالت وجود است ، يعنى همهء آنها مسائلى است كه از اين اصل گرفته مىشود . اين مسأله دو ريشه داشته است تا به اينجا رسيده است ، يعنى دو منبع داشته است كه اين دو منبع به اينجا منتهى شده است . يك منبع ، بحثهاى فلسفى متكلمين است ؛ چون متكلمين دو گونه بحث دارند : بعضى بحثهايشان بحثهايى است كه صرفا در اطراف مسائل مذهبى است و بعضى بحثهايشان بحثهايى است كه در مسائل فلسفه اظهار نظر كردهاند و به مخالفت با فلاسفه برخاستهاند « 1 » . متكلمين در بسيارى از مسائل فلسفه خيلى ناخن مىزدهاند و حرفهاى فلاسفه را مورد سؤال قرار مىدادهاند و لذا آنها يك سلسله مسائل را طرح كردند كه اگر چه حرفهاى خود آنها مقبول فلاسفه واقع نشد ولى راهى گشود براى مسائل جديد .
--> البته به طور متفرقه در كلمات بو على - بخصوص در كلمات بو على - گاهى حرفهايى پيدا شده است كه با اصالت وجود جور در مىآيد . سرّ قضيه اين است كه اين مطلب براى بو على به صورت يك مسأله مطرح نبوده است كه از ايندو يكى را بايد انتخاب كرد . همانطور كه براى فرنگيها چنين مسألهاى مطرح نبوده است براى او هم مطرح نبوده است . اين است كه گاهى يك حرفى گفته است كه با فكر اصالت ماهيتى جور در مىآيد و گاهى يك حرفى گفته است كه با فكر اصالت وجودى جور در مىآيد ، نه اين است كه در اين مسأله دو رأى مختلف داشته است . چون خود مسأله برايش مطرح نبوده است ، بعضى حرفهايش با آن مبنا جور در مىآيد و بعضى حرفهايش با اين مبنا . ( 1 ) . قبلا گفتيم كه مسألهء زيادت وجود بر ماهيت هم از اين گونه مسائل بوده است ؛ يعنى ناخن زدنهاى متكلمين سبب شد كه چنين مسألهاى در فلسفه وارد شود . اين مسأله در فلسفهء فارابى نبوده و اول بار در فلسفهء بو على وارد شد .